هوش مصنوعی در محل کار، بی لو رفتن اطلاعات
جواب کوتاه
اول قاعدهی سازمانتون رو بپرسید؛ بعضیها ممنوع کردن، بعضیها فقط ابزار خودشون رو اجازه میدن. بعد، اطلاعات محرمانه رو توی ابزار نذارید: اطلاعات مشتری، قرارداد و قیمت، کد برنامه، صورتجلسه، اطلاعات همکارها، و رمزها. سوال رو کلی کنید و فقط همون تیکهای رو بدید که لازمه. و هر چی ابزار نوشت، پیش از فرستادن خودتون بخونید؛ چون با اسم شما میره.
مغازهی فتوکپی
فرض کنید یه قرارداد محرمانهی شرکت رو میبرید فتوکپی. مغازهدار یه کپی میده دست شما، و یه کپی هم برای خودش برمیداره و میذاره توی کشو:
شما هیچوقت اون مغازه رو انتخاب نمیکنید. ولی وقتی متن همون قرارداد رو توی یه چتبات میچسبونید که خلاصهش کنه، تقریبا همین اتفاق میافته: یه نسخهش روی سرور یه شرکت دیگه میمونه. توی درس حریم خصوصی دیدیم چرا.
ماجرای یه شرکت بزرگ
سال ۲۰۲۳، توی بخش تراشهی یه شرکت خیلی بزرگ، سه بار کارمندها برای کارشون کد برنامه و صورتجلسه رو توی یه چتبات گذاشتن:
کسی قصد بد نداشت؛ فقط میخواستن کارشون زودتر تموم بشه. ولی شرکت نگران شد، چون این داده روی سرورهای بیرون ذخیره میشه و پیدا و پاک کردنش سخته. استفاده از این ابزارها رو روی دستگاههای شرکت موقتا ممنوع کرد، گفت با گوشی شخصی هم اطلاعات شرکت رو نذارید، و هشدار داد که تخلف ممکنه تا اخراج پیش بره.
همون سال یه شرکت بزرگ دیگه، که خودش چتبات میسازه، به کارمندهاش گفت اطلاعات محرمانه رو توی چتباتها نذارن؛ حتی توی چتبات خود شرکت.
چه چیزهایی محرمانهست
این شش تا رو توی هیچ ابزار هوش مصنوعیای نذارید:
- اطلاعات مشتریهااسم، شماره، خرید، بدهی؛ حتی یه فهرست کوچیک.
- قرارداد و قیمتقیمت خرید و فروش، تخفیفها، شرطهای قرارداد.
- کد برنامهحتی یه تیکه، حتی برای پیدا کردن یه اشکال.
- صورتجلسه و برنامههای آیندهمحصول تازه، تصمیمها، برنامهی سال بعد.
- اطلاعات همکارهاحقوق، پرونده، ارزیابی، مرخصی.
- رمز، کلید و دسترسیرمز سیستمها، کلید برنامهها، نشونی سرورها.
یه آزمون ساده: اگه این متن رو یه آدم غریبه توی تاکسی از روی گوشیتون میخوند، ناراحت میشدید؟ اگه آره، توی چتبات هم نذاریدش.
اول قاعدهی سازمان رو بپرسید
سازمانها با این ابزارها سه جور رفتار میکنن. همون شرکت بزرگ هم، طبق گزارشها، هر سه جور رو امتحان کرد:
یه جا ممنوع کرد؛ یه جا اندازهی هر پیامی که کارمند به چتبات میده رو محدود کرد؛ و ابزارهای داخلی خودش رو هم ساخت. سازمان شما هم یکی از این سه تاست، یا هنوز قاعدهای نداره. پیش از اینکه شروع کنید، از مدیرتون یا بخش فناوری بپرسید. اگه قاعدهای نبود، همین درس رو بهشون نشون بدید.
سوال رو کلی کنید
خبر خوب اینه که برای بیشتر کارها، لازم نیست اطلاعات واقعی رو بدید. کل نامه رو نچسبونید؛ فقط چیزی که لازمه رو، کلی، بپرسید:
مثلا به جای چسبوندن کل نامهنگاری با یه مشتری، بنویسید: «یه مشتری دو هفتهست جواب نداده؛ یه نامهی پیگیری مودبانه بنویس.» جواب که اومد، اسم و جزئیات رو خودتون اضافه کنید. اگه هم لازم بود یه نمونه بدید، اسم و عددها رو ساختگی کنید.
پیش از فرستادن، بازبینی
یه نکتهی دیگه هم هست که به لو رفتن ربط نداره، ولی به اسم شما ربط داره:
چند تا وکیل لایحهای به دادگاه دادن که چتبات نوشته بود و پر از رایهای ساختگی بود؛ و جریمه شدن. اسم وکیلها پاش بود، نه اسم چتبات. پس هر چی ابزار نوشت، پیش از فرستادن خودتون کامل بخونید، عددها و اسمها رو چک کنید، و فقط وقتی بفرستید که حاضرید پاش امضا کنید. چرا اینقدر با اطمینان اشتباه میگه؟ توی درس توهم.
چکلیست
- قاعدهی سازمان رو بپرسید. ممنوع، فقط ابزار داخلی، یا با حد.
- شش چیز محرمانه رو نذارید. مشتری، قرارداد و قیمت، کد، صورتجلسه، همکارها، رمزها.
- سوال رو کلی کنید. فقط تیکهی لازم؛ اسم و عدد ساختگی.
- با گوشی شخصی هم همینه. اطلاعات شرکت، روی هر دستگاهی، اطلاعات شرکته.
- پیش از فرستادن، خودتون بخونید. با اسم شما میره.
جمعبندی. آنچه از این درس با خودتان میبرید.
- متن توی چتبات، مثل کپی توی کشوی مغازهی فتوکپیه.
- اول قاعدهی سازمان رو بپرسید.
- مشتری، قرارداد، کد، صورتجلسه، همکار، رمز: نه.
- سوال رو کلی کنید؛ فقط تیکهی لازم.
- پیش از فرستادن، خودتون بخونید.
خودتون رو بسنجید
۱۵ پرسش، هر بار تازه از میان ۳۰ پرسش این درس. آخرش فقط کارنامه رو میبینید: چند تا درست، چند تا نادرست.