آموزشهوش مصنوعی چیست، از صفر

درس ۷ از ۶۴، هوش مصنوعی، حدود ۸ دقیقه خواندن

تاریخچه‌ی هوش مصنوعی، کوتاه

جواب کوتاه

تاریخچه‌ی هوش مصنوعی از سال ۱۹۵۰ شروع می‌شود، با این پرسش که «آیا ماشین می‌تواند فکر کند؟». نام «هوش مصنوعی» در ۱۹۵۶ در یک کارگاه پژوهشی گذاشته شد و اولین برنامه‌ها همان‌جا و در سال‌های بعد ساخته شدند، از جمله اولین چت‌بات در دهه‌ی ۱۹۶۰. پیشرفت یک‌خط نبود: دو بار، در دهه‌ی ۱۹۷۰ و دهه‌ی ۱۹۹۰، امید و بودجه کم شد و به این دوره‌ها «زمستان هوش مصنوعی» می‌گویند. سه اتفاق آن را به امروز رساند: برد شطرنج در ۱۹۹۷، شناختن تصویر با یادگیری عمیق در ۲۰۱۲، و معماری ترنسفورمر در ۲۰۱۷ که مدل‌های زبانی بزرگ امروز از آن رشد کردند.

آلبوم را باز کنیم

تاریخ هوش مصنوعی را مثل یک آلبوم عکس خانوادگی چند نسل ورق بزنید. عکس‌های اول سیاه‌وسفید و کم‌اند. وسط آلبوم چند برگ خالی می‌ماند. و برگ‌های آخر پر از عکس‌های تازه است. همه‌ی آلبوم روی یک خط:

دانه‌ی برف یعنی زمستان: سال‌هایی که امید و بودجه‌ی پژوهش کم شد. حالا برگ به برگ جلو می‌رویم.

سال ۱۹۵۰: یک پرسش

آلن تورینگ، ریاضی‌دان، در ۱۹۵۰ مقاله‌ای نوشت با این پرسش: آیا ماشین می‌تواند فکر کند؟

او یک آزمون پیشنهاد کرد. فرض کنید از پشت یک دیوار با دو طرف پیام رد و بدل می‌کنید؛ یکی آدم است و یکی ماشین. اگر نتوانید بگویید کدام ماشین است، ماشین آزمون را برده. به آن «آزمون تورینگ» می‌گویند؛ اولین پیشنهاد جدی برای سنجیدن هوش ماشین.

سال ۱۹۵۶: روز نام‌گذاری

در ۱۹۵۶ چند پژوهشگر در کالج دارتموث یک کارگاه پژوهشی برگزار کردند. در پیشنهاد همین کارگاه، که جان مک‌کارتی یکی از نویسندگانش بود، نام «هوش مصنوعی» برای اولین بار به کار رفت. در همان کارگاه برنامه‌ای به نام Logic Theorist معرفی شد که قضیه‌های منطق را اثبات می‌کرد؛ آن را اولین برنامه‌ی هوش مصنوعی می‌دانند.

پدر هوش مصنوعی کیست؟ یک نفر نیست. تورینگ پرسش را مطرح کرد؛ مک‌کارتی و همکارانش نام را گذاشتند و این رشته را بنیان گذاشتند. مثل آلبومی که عکس‌های اولش مال چند نفر است، نه یک نفر.

اولین قدم‌ها

پرسپترون: فرانک روزنبلات در ۱۹۵۸ یک شبکه‌ی عصبی ساده ساخت که از نمونه‌ها یاد می‌گرفت. او پیش‌بینی کرد روزی یاد بگیرد، تصمیم بگیرد و ترجمه کند.
اولین چت‌بات: برنامه‌ای به نام ELIZA آن‌قدر طبیعی جواب می‌داد که گاهی کاربران فکر می‌کردند با آدم حرف می‌زنند.

ولی آن چت‌بات چیزی نمی‌فهمید. فقط جواب‌های آماده داشت، یا حرف خود کاربر را با چند قاعده‌ی دستوری برمی‌گرداند؛ مثل همان برنامه‌ی معمولی که در درس فرق هوش مصنوعی با برنامه‌ی معمولی دیدید.

دو زمستان

پژوهشگران اول بسیار امیدوار بودند، ولی کار سخت‌تر از انتظار درآمد. در ۱۹۶۹ کتابی نشان داد پرسپترون چه کارهایی را نمی‌تواند بکند. مشکل اصلی این بود که این پژوهشگران هنوز راه آموزش شبکه‌های چندلایه را نمی‌شناختند.

در ۱۹۷۳ گزارشی انتقادی نوشته شد که هوش مصنوعی به هدف‌های بزرگش نرسیده، و بودجه‌ی پژوهش کم شد. به این دوره «زمستان هوش مصنوعی» می‌گویند. زمستان دوم در دهه‌ی ۱۹۹۰ آمد: سرمایه‌گذاران دلسرد شدند و صنعت از این رشته فاصله گرفت. این‌ها همان برگ‌های خالی آلبوم‌اند.

بهار دوباره

در دهه‌ی ۱۹۸۰ سیستم‌های خبره به کار آمدند: برنامه‌هایی که دانش یک متخصص را به شکل قاعده‌های «اگر … آنگاه …» نگه می‌داشتند و در یک کار مشخص، مثل یک متخصص، تصمیم می‌گرفتند. از اولین گونه‌های واقعا موفق نرم‌افزار هوش مصنوعی بودند.

موفقیت همین سیستم‌ها و یک طرح بزرگ پژوهشی در ژاپن، سرمایه را برگرداند؛ تا آخر دهه، هوش مصنوعی صنعتی میلیارددلاری شد. پژوهشگران هوش مصنوعی در همین دهه با «پس‌انتشار خطا» آشنا شدند: راهی برای آموزش شبکه‌های چندلایه، همان قفلی که پرسپترون را نگه داشته بود.

سه اتفاق بزرگ

سه عکس آلبوم، هوش مصنوعی را به ابزارهای امروز رساند:

سال ۱۹۹۷: برای اولین بار یک رایانه قهرمان شطرنج جهان را در یک مسابقه برد.
سال ۲۰۱۲: یک مدل یادگیری عمیق، آموزش‌دیده روی پایگاهی بزرگ از عکس‌های برچسب‌دار، مسابقه‌ی شناختن تصویر را با خطای بسیار کمتر از نفر دوم برد.
سال ۲۰۱۷: معماری ترنسفورمر معرفی شد؛ در آن هر کلمه در کنار کلمه‌های دیگر متن معنا می‌گیرد. مدل‌های زبانی بزرگ امروز از همین معماری رشد کردند.

یادگیری عمیق یعنی شبکه‌ی عصبی با لایه‌های بسیار؛ درسش در شبکه‌ی عصبی می‌آید.

امروز

در دهه‌ی ۲۰۲۰ سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی رونق گرفت و مدل‌های زبانی بزرگ برای همه منتشر شدند: چت‌بات‌هایی که می‌نویسند، جواب می‌دهند و ترجمه می‌کنند. به هوش مصنوعی‌ای که متن، عکس یا صدای تازه می‌سازد، هوش مصنوعی مولد می‌گویند؛ درسش جداست.

و آن پیش‌بینی روزنبلات در ۱۹۵۸، که شبکه‌ی عصبی روزی یاد بگیرد، تصمیم بگیرد و ترجمه کند، در همین سده انجام شد.

سه درس از آلبوم

  • پیشرفت یک‌خط نیست.دو بار امید زیاد و نتیجه‌ی کم، بودجه را کم کرد. خبرهای امروز را هم با همین چشم بخوانید: نه هر وعده‌ای راست است، نه هر کندی پایان کار.
  • ایده‌ها گاهی سال‌ها منتظر می‌مانند.شبکه‌ی عصبی از ۱۹۵۸ بود؛ در ۲۰۱۲، با یادگیری عمیق و یک پایگاه بزرگ عکس، جواب داد.
  • روان حرف زدن، فهمیدن نیست.اولین چت‌بات در دهه‌ی ۱۹۶۰ هم کاربران را به اشتباه انداخت؛ جواب روان هنوز هم دلیل درست بودن نیست.

چرا جواب روان گاهی غلط است، در درس توهم می‌آید.

جمع‌بندی. آنچه از این درس با خودتان می‌برید.

  • ۱۹۵۰: پرسش «ماشین می‌تواند فکر کند؟» و آزمون تورینگ.
  • ۱۹۵۶: نام «هوش مصنوعی» و اولین برنامه.
  • ۱۹۵۸ و دهه‌ی ۱۹۶۰: پرسپترون و اولین چت‌بات.
  • دو زمستان: دهه‌ی ۱۹۷۰ و دهه‌ی ۱۹۹۰.
  • دهه‌ی ۱۹۸۰: سیستم‌های خبره.
  • ۱۹۹۷ شطرنج، ۲۰۱۲ تصویر، ۲۰۱۷ ترنسفورمر.
  • دهه‌ی ۲۰۲۰: چت‌بات‌ها برای همه.

خودتان را بسنجید

۱۵ پرسش، هر بار تازه از میان ۳۰ پرسش این درس. آخر آزمون فقط کارنامه را می‌بینید: چند درست، چند نادرست.

خودتان را بسنجید

۱۵ پرسش

  • هر بار پرسش‌ها و ترتیب گزینه‌ها تازه است.
  • تا آخر، درست یا نادرست بودن جواب‌ها گفته نمی‌شود؛ می‌توانید برگردید و جوابی را عوض کنید.
  • آخرش کارنامه می‌گیرید: چند پرسش درست و چند نادرست.
  • هر وقت بستید، دوباره که باز کنید از همان‌جا ادامه می‌دهید.

فصل‌های این درس

درس بعد