آموزشامنیت و حریم خصوصی در اینترنت

درس ۲ از ۴۸، شبکه و اینترنت، حدود ۲۷ دقیقه خواندن

مهندسی اجتماعی چیه

جواب کوتاه

مهندسی اجتماعی، که به انگلیسی بهش می‌گن Social Engineering، یعنی به جای اینکه کامپیوتر یا قفل رو بشکنن، خود آدم رو گول بزنن تا خودش رمز، کد، پول یا دسترسی رو بده. کلاهبردار یه نقش بازی می‌کنه، مثلا کارمند بانک یا پشتیبانی یا یه آشنا، و با حس‌هایی مثل عجله، ترس، طمع یا اعتماد شما رو به کاری می‌کشونه. بهترین دفاع اینه که هر درخواست عجیب رو، مخصوصا وقتی عجله داره، از یه راه دیگه که خودتون می‌شناسید بررسی کنید.

یه تماس از «بانک»

مثلا فرض کنید گوشیتون زنگ می‌خوره. یه آقای خیلی مودب می‌گه: «سلام، از واحد امنیت بانک تماس می‌گیرم. همین الان از کارت شما یه برداشت مشکوک هفت میلیون تومنی ثبت شده. برای اینکه جلوش رو بگیرم، یه کد براتون پیامک می‌شه، لطفا برام بخونید تا تراکنش رو لغو کنم.»

صداش آرومه، اسم کوچیکتون رو می‌دونه، چهار رقم آخر کارتتون رو هم می‌گه. ترسیدید، چون هفت میلیون پوله. عجله دارید، چون «همین الان» داره برداشت می‌شه. و اعتماد دارید، چون «بانک» زنگ زده. پیامک میاد، کد رو می‌خونید. چند ثانیه بعد، همون کد برای یه خرید واقعی از کارت شما استفاده می‌شه.

هیچ‌کس اینجا کامپیوتر بانک رو هک نکرد. هیچ ویروسی هم روی گوشی شما نبود. یکی با یه تماس، کلید رو از خود شما گرفت. به این کار می‌گن مهندسی اجتماعی، و این درس می‌گه چطور کار می‌کنه، چه شکل‌هایی داره، و چطور هر بار بشناسیدش.

یعنی چی

مهندسی اجتماعی، که به انگلیسی بهش می‌گن Social Engineering، یعنی گول زدن آدم‌ها تا کاری بکنن که نباید: یه رمز رو بگن، یه کد رو بدن، روی یه لینک بزنن، یه برنامه نصب کنن، پول بفرستن، یا یه در رو باز کنن. اسمش «مهندسی» هست چون کلاهبردار مثل یه مهندس، قدم به قدم، یه موقعیت رو می‌سازه که شما توش همون کاری رو بکنید که اون می‌خواد.

توی امنیت سایبری بهش می‌گن «حمله به آدم، به جای حمله به ماشین». چون شکستن یه سیستم امن سخت و گرونه، ولی آدم‌ها خسته می‌شن، عجله دارن، دلشون می‌خواد کمک کنن، و به اسم‌های آشنا اعتماد می‌کنن. هدف اصلی همه‌ی این حمله‌ها هم یکیه: یه چیزی که مال شماست و فقط خودتون باید داشته باشید.

یه نکته‌ی کوچیک: اگه جایی «مهندسی اجتماعی» رو توی کتاب‌های علوم سیاسی یا جامعه‌شناسی دیدید، اون یه معنی دیگه داره، درباره‌ی اینکه جامعه‌ها چطور برنامه‌ریزی می‌شن. این درس فقط درباره‌ی معنی امنیتیشه.

یه بازیگر، چند لباس

کلاهبردار مثل یه بازیگر تئاتره که چند دست لباس داره. یه بار کارمند بانکه، یه بار پیک پست، یه بار پشتیبانی فنی یه شرکت، یه بار یکی از فامیل. هر بار یه داستان تازه می‌گه. ولی اگه دقت کنید، آخر همه‌ی این نقش‌ها یه چیز رو می‌خواد:

به این ساختن نقش و داستان، به انگلیسی می‌گن Pretexting، یعنی «بهانه‌سازی» یا همون «نقش‌آفرینی». داستان طوری ساخته می‌شه که خواسته‌ی آخرش طبیعی به نظر بیاد: کارمند بانک «برای لغو تراکنش» کد می‌خواد، پیک «برای هزینه‌ی ارسال» یه پرداخت کوچیک می‌خواد، پشتیبانی «برای درست کردن مشکل» می‌خواد یه برنامه نصب کنید، و فامیل «چون گوشیش خراب شده» از یه شماره‌ی تازه پول می‌خواد.

این بزرگ‌ترین درس این صفحه‌ست: به لباس نگاه نکنید، به خواسته نگاه کنید. هر کسی، با هر لباسی، اگه ازتون کد یا رمز یا پول یا دسترسی خواست، اون لحظه وقت مکثه، نه وقت عجله.

چهار مرحله

بیشتر حمله‌های مهندسی اجتماعی، کوتاه یا بلند، از چهار مرحله رد می‌شن. شناختن این چهار تا کمک می‌کنه وسط کار بفهمید کجای ماجرا هستید:

  1. تحقیق. کلاهبردار اول درباره‌ی شما یا جایی که کار می‌کنید اطلاعات جمع می‌کنه: اسم، شماره، محل کار، اسم مدیرتون، اینکه کی سفر رفتید. بیشترش از صفحه‌های عمومی خودمون یا از اطلاعاتی میاد که یه جایی لو رفته. توی حمله‌های انبوه این مرحله تقریبا نیست؛ توی حمله‌های هدفمند، گاهی هفته‌ها طول می‌کشه.
  2. قلاب. یه بهونه و یه حس: «برداشت مشکوک داشتید» یا «برنده شدید» یا «مدیرتون فوری کار داره». این همون لحظه‌ایه که شما رو وارد داستان می‌کنه.
  3. بازی. با حرف زدن اعتماد می‌سازه، اطلاعات درست می‌گه تا باورپذیر بشه، و کم‌کم چیزی که می‌خواد رو می‌گیره: کد، رمز، پول، یا اینکه روی لینکی بزنید یا برنامه‌ای نصب کنید.
  4. خروج. بی‌سروصدا می‌ره، طوری که شما تا مدتی نفهمید چی شده. گاهی حتی قبلش می‌گه «مشکل حل شد، نگران نباشید» تا شما زود دنبالش نرید.

اگه وسط یه تماس یا پیام حس کردید دارید از مرحله‌ی دوم به سوم می‌رید، یعنی یکی یه حس قوی توتون بیدار کرده و حالا یه چیزی می‌خواد، همون‌جا وایسید.

شش اهرم

یه روان‌شناس آمریکایی به اسم رابرت چیالدینی، سال ۱۹۸۴ یه کتاب معروف نوشت به اسم «Influence»، یعنی «نفوذ»، درباره‌ی اینکه چرا آدم‌ها «آره» می‌گن. شش تا اهرم پیدا کرد که تقریبا روی همه کار می‌کنن. کلاهبردارها، خواسته یا ناخواسته، دقیقا با همین شش تا کار می‌کنن:

اقتدار (Authority). به کسی که مقام یا عنوان داره راحت‌تر گوش می‌دیم: بانک، پلیس، اداره، مدیر. برای همینه که خیلی از کلاهبردارها خودشون رو «از طرف» یه جای رسمی معرفی می‌کنن.

کمیابی (Scarcity). چیزی که کمه یا وقتش داره تموم می‌شه، ارزشمندتر به نظر میاد: «فقط تا امشب»، «فقط ده نفر اول». کنارش عجله میاد، که وقت فکر کردن رو می‌گیره.

گواه اجتماعی (Social Proof). وقتی مطمئن نیستیم، نگاه می‌کنیم بقیه چی کار می‌کنن: «هزاران نفر ثبت‌نام کردن»، یا یه گروه پر از پیام «پولم رسید، مرسی».

دوست داشتن (Liking). به کسی که ازش خوشمون میاد یا شبیه خودمونه، راحت‌تر «آره» می‌گیم. تعریف کردن، هم‌زبونی، و حرف زدن از چیزهای مشترک.

معامله‌ی متقابل (Reciprocity). وقتی کسی بهمون یه چیزی می‌ده، حس می‌کنیم بدهکاریم: «یه هدیه براتون کنار گذاشتیم، فقط هزینه‌ی ارسال».

تعهد و ثبات (Commitment and Consistency). وقتی یه قدم کوچیک برداشتیم، دلمون می‌خواد ادامه بدیم: اول یه سوال ساده، بعد یه کار کوچیک، و آخر کد. به این شروع کوچیک گاهی می‌گن «پا لای در».

کنار این شش تا، دو تا حس دیگه هم همیشه هستن: ترس و طمع. اگه یه پیام یا تماس هم‌زمان چند تا از این اهرم‌ها رو با هم کشید، مثلا هم «از طرف اداره» بود، هم «فوری» بود، هم ترسوند، احتمال اینکه فریب باشه خیلی بالاست.

انواعش

مهندسی اجتماعی خیلی شکل داره. رایج‌ترین‌هاش این‌ها هستن، که هر کدوم یه اسم انگلیسی دارن که اگه خواستید بیشتر بخونید، به کارتون میاد:

فیشینگ (Phishing). پیام، ایمیل یا صفحه‌ای که خودش رو جای یه جای معتبر جا می‌زنه. اگه با پیامک باشه بهش می‌گن Smishing، اگه با تماس تلفنی Vishing، و اگه برای یه نفر خاص ساخته شده باشه Spear phishing. این‌ها اون‌قدر رایجن که هر کدوم توی این مسیر درس خودشون رو دارن، از فیشینگ چیست شروع کنید.

نقش‌آفرینی (Pretexting). همون بازیگر و لباس‌ها: یه داستان کامل و باورپذیر، معمولا با تماس یا پیام‌های پشت سر هم، که آخرش یه درخواست داره.

طعمه (Baiting). یه چیز وسوسه‌انگیز که خودتون برش دارید: یه فلش‌مموری که «اتفاقی» جا مونده، یا یه فیلم و بازی و برنامه‌ی پولی که «رایگان» دانلود می‌شه. توی بخش بعد کامل‌تر می‌گیم.

معامله (Quid pro quo). یه چیز در برابر یه چیز: «از پشتیبانی تماس می‌گیرم، اینترنتتون رو سریع‌تر می‌کنم، فقط این برنامه رو نصب کنید». شما فکر می‌کنید کمک گرفتید، ولی دسترسی دادید.

پشتیبانی فنی جعلی (Tech support scam). یه صفحه یهو قرمز می‌شه، بوق می‌زنه و می‌نویسه «کامپیوتر شما ویروسی شده، به این شماره زنگ بزنید». به این ترسوندن با هشدار جعلی Scareware هم می‌گن. پشت اون شماره کسی هست که می‌خواد از راه دور وارد کامپیوترتون بشه یا پول بگیره.

پشت سر کسی رد شدن (Tailgating). این یکی توی دنیای واقعیه: یکی پشت سر یه کارمند از در امنیتی یه ساختمون رد می‌شه، مثلا با دست پر یا با لباس پیک، و کارمند از روی ادب در رو براش نگه می‌داره.

جعل آشنا. پیام یا تماس از طرف یه دوست یا فامیل، معمولا با شماره یا حساب تازه، یا با حسابی که واقعا دزدیده شده: «گوشیم خراب شده، این شماره‌ی جدیدمه، یه پول فوری لازم دارم.»

فریب عاطفی (Romance scam). یه آشنایی اینترنتی که هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشه، اعتماد عمیق می‌سازه، و بعد یه مشکل پیش میاد که پول لازم داره: بلیت، بیمارستان، گمرک.

فریب سرمایه‌گذاری (Investment scam). سود خیلی بالا و «تضمینی»، معمولا با رمزارز یا یه «سیگنال» خرید و فروش، با گروه‌هایی پر از آدم‌هایی که می‌گن سود کردن. اول یه سود کوچیک هم واقعا پرداخت می‌شه تا اعتماد ساخته بشه. طبق گزارش FBI، این نوع فریب توی سال ۲۰۲۵ بیشترین زیان رو بین همه‌ی جرم‌های اینترنتی داشته.

طعمه

طعمه از همه‌ی انواع جالب‌تره، چون کلاهبردار اصلا لازم نیست با شما حرف بزنه. خودتون دنبالش می‌رید:

مثلا یه فلش‌مموری توی پارکینگ یا راهروی یه اداره افتاده که روش نوشته «حقوق ۱۴۰۵». کنجکاوی، کار خودش رو می‌کنه: یکی برش می‌داره و به کامپیوترش وصل می‌کنه ببینه حقوق بقیه چقدره. فایل داخلش، یه برنامه‌ی مخربه که همون لحظه اجرا می‌شه.

توی اینترنت، شکل آشناترش اینه: نسخه‌ی «کرک‌شده»ی یه برنامه‌ی پولی، یه بازی که «رایگان» شده، یا یه برنامه‌ی «اضافه» که می‌گه فلان قابلیت رو به پیام‌رسانتون اضافه می‌کنه. خیلی از برنامه‌های مخرب از همین راه به گوشی‌ها و کامپیوترها می‌رسن. قانونش ساده‌ست: چیزی که پیدا کردید رو وصل نکنید، و برنامه رو فقط از فروشگاه رسمی یا سایت خود سازنده بگیرید. درس برنامه‌ی جعلی و فایل APK این بخش رو کامل می‌گه.

صدا و تصویر ساختگی

تا چند سال پیش، شنیدن صدای یه آشنا یا دیدن صورتش توی تماس تصویری، یعنی خودشه. امروز دیگه نه. هوش مصنوعی می‌تونه با چند ثانیه صدای ضبط‌شده‌ی یه نفر، صدایی بسازه که عین اونه، و تصویر و صورت آدم‌ها رو هم توی ویدیو بسازه. به این صدا و تصویر ساختگی می‌گن دیپ‌فیک (Deepfake).

معروف‌ترین نمونه‌ش ژانویه‌ی ۲۰۲۴ توی هنگ‌کنگ اتفاق افتاد. یه کارمند مالی شرکت مهندسی آروپ، یه پیام از طرف مدیر مالی شرکت گرفت که می‌گفت یه انتقال پول محرمانه لازمه. شک کرد. ولی بعد وارد یه تماس تصویری شد که مدیر مالی و چند تا همکار دیگه‌ش هم توش بودن، همه با صورت و صدای خودشون. همه‌شون ساختگی بودن. کارمند، توی ۱۵ انتقال، ۲۰۰ میلیون دلار هنگ‌کنگ، یعنی حدود ۲۵ و نیم میلیون دلار آمریکا، به حساب کلاهبردارها فرستاد.

معنیش برای ما اینه: صدای آشنا یا صورت آشنا، دیگه به‌تنهایی کافی نیست، مخصوصا وقتی درخواست پول یا کد داره. همون قانون همیشگی اینجا هم کار می‌کنه: از یه راه دیگه بررسی کنید، و برای خانواده یه رمز بذارید، که دو بخش پایین‌تر می‌گیم.

نمونه‌های واقعی

مهندسی اجتماعی فقط آدم‌های معمولی رو گول نمی‌زنه. بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا، با بهترین تیم‌های امنیتی، از همین راه آسیب دیدن، چون قوی‌ترین قفل هم وقتی کلیدش رو خود آدم بده، کاری نمی‌کنه.

۱۵ ژوئیه‌ی ۲۰۲۰، حساب‌های توییتر چند تا از معروف‌ترین آدم‌ها و شرکت‌های دنیا یهو یه پیام یکسان گذاشتن: «بیت‌کوین بفرستید، دو برابرش رو پس می‌دیم.» توییتر بعدا گفت مهاجم‌ها به چند تا از کارمندهاش زنگ زده بودن، خودشون رو پشتیبانی فنی خود شرکت معرفی کرده بودن، و اون‌ها رو به یه صفحه‌ی ورود جعلی برده بودن. با همین، به ابزارهای داخلی توییتر رسیدن. ۱۳۰ حساب هدف گرفته شد، از ۴۵ تاش توییت رفت، و آدم‌ها بیش از ۱۰۰ هزار دلار بیت‌کوین فرستادن. هیچ نقص فنی‌ای وسط نبود؛ فقط چند تا تماس تلفنی.

و همون ماجرای هنگ‌کنگ که بالاتر گفتیم: یه تماس تصویری ساختگی، ۲۵ و نیم میلیون دلار. شرکت بعدا گفت هیچ‌کدوم از سیستم‌هاش هک نشده بود.

نمونه‌های دور و بر ما

این‌ها شکل‌هایی هستن که خیلی‌هامون یه بار دیدیم یا شنیدیم. داستانشون عوض می‌شه، ولی شکلشون همونه:

  • پیامک «ابلاغیه» یا «پرونده». می‌گه یه ابلاغیه یا شکایت دارید و برای دیدنش باید از این لینک وارد بشید و یه مبلغ کوچیک بپردازید. لینک یه صفحه‌ی پرداخت جعلیه.
  • «اشتباهی کارت به کارت کردم». یه نفر زنگ می‌زنه که اشتباهی برای شما پول فرستاده و خواهش می‌کنه پس بدید. گاهی واقعا پولی نیومده و فقط یه پیامک جعلی شبیه پیامک بانک فرستاده. اول خود حسابتون رو توی برنامه‌ی بانک ببینید.
  • «برنده‌ی مسابقه شدید». از طرف یه برنامه‌ی تلویزیونی یا یه فروشگاه معروف. برای گرفتن جایزه، باید اول «هزینه‌ی مالیات» یا «ارسال» بدید، یا اطلاعات کارت رو بزنید.
  • پیشنهاد کار از خونه. کار ساده، درآمد بالا. اول باید یه «ودیعه» بدید، یا شغل اینه که پول بقیه رو از حسابتون رد کنید.
  • پیام از طرف یه آشنا با حساب دزدیده‌شده. همون داستان اول درس امنیت و حریم خصوصی یعنی چی: «یه پول فوری لازمم، فردا پس می‌دم.»
  • «پشتیبانی پیام‌رسان». پیامی که می‌گه حسابتون داره بسته می‌شه، برای «تایید» کدی که براتون میاد رو بفرستید. هیچ پیام‌رسانی کد ورود شما رو ازتون نمی‌خواد.

عددها

دفتر شکایت‌های جرم‌های اینترنتی FBI، یعنی پلیس فدرال آمریکا، هر سال گزارش می‌ده آمریکایی‌ها چقدر از جرم‌های اینترنتی ضرر کردن. توی گزارش سال ۲۰۲۵، کل زیان گزارش‌شده حدود ۲۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار بوده، ۲۶ درصد بیشتر از سال قبلش. بیشترین سهم با فریب سرمایه‌گذاری بوده، بعد ایمیل‌های جعلی کاری که خودشون رو جای مدیر یا فروشنده جا می‌زنن تا یه پول بزرگ جابه‌جا بشه، با حدود ۳ میلیارد دلار، و بعد پشتیبانی فنی جعلی، با بیش از ۲ میلیارد.

جالب اینکه زیان باج‌افزار، یعنی برنامه‌ای که فایل‌ها رو قفل می‌کنه و پول می‌خواد، و همه فکر می‌کنن بزرگ‌ترین خطره، توی همین گزارش فقط حدود ۳۲ میلیون دلار بوده. یعنی بیشتر پول، با گول زدن آدم‌ها جابه‌جا شده، نه با برنامه‌های پیچیده.

و گزارش سالانه‌ی ورایزن هم، که درس اول این مسیر گفتیم، هر سال پای یه آدم رو توی بیشتر از نصف رخنه‌های امنیتی پیدا می‌کنه. عدد دقیق هر سال یه کم فرق می‌کنه، ولی حرفش همیشه همونه.

نشونه‌ها

هر وقت یکی از این‌ها رو دیدید، مخصوصا اگه دو سه تاش با هم بود، دست نگه دارید:

  • یه نفر که منتظرش نبودید، با شما تماس گرفته یا پیام داده.
  • عجله داره، یا یه مهلت کوتاه می‌ده.
  • ترسونده، یا یه چیز خیلی خوب وعده داده.
  • کد، رمز، اطلاعات کارت، پول، یا نصب یه برنامه رو می‌خواد.
  • می‌گه «به کسی نگید» یا «این محرمانه‌ست».
  • نمی‌خواد شما قطع کنید و دوباره زنگ بزنید، یا از راه دیگه بررسی کنید.
  • پول رو از راه عجیبی می‌خواد: کارت هدیه، رمزارز، یا حساب یه آدم دیگه.
  • اطلاعات درستی از شما داره، و با همین می‌خواد اعتماد بسازه.

نشونه‌ی آخر مهمه: اینکه اسمتون، شماره‌ی کارتتون یا اسم مدیرتون رو می‌دونه، یعنی تحقیق کرده، نه اینکه واقعیه. این اطلاعات خیلی وقت‌ها از جایی لو رفته و خرید و فروش می‌شه.

از راه خودتون تماس بگیرید

اگه فقط یه چیز از این درس یاد بگیرید، این باشه. هر وقت یکی، با هر لباسی، ازتون کاری خواست که حساسه، قطع کنید و خودتون از راهی که از قبل دارید و می‌شناسید باهاش تماس بگیرید:

  1. محترمانه بگید «خودم با بانک تماس می‌گیرم» و قطع کنید. کسی که واقعیه، ناراحت نمی‌شه.
  2. شماره رو از پشت کارت بانکیتون، سایت رسمی‌ای که خودتون تایپ کردید، یا برنامه‌ی رسمی پیدا کنید؛ نه از پیامکی که اومده، نه از شماره‌ای که خودشون دادن.
  3. اگه فامیل یا دوست بود، به شماره‌ی قدیمی و همیشگیش زنگ بزنید، نه شماره‌ی تازه‌ای که پیام داده.
  4. اگه همکار یا مدیر بود، حضوری یا از یه راه دیگه که همیشه باهاش حرف می‌زنید بپرسید.

چرا خط خودشون کافی نیست؟ چون اگه شما به همون شماره‌ای که زنگ زده یا پیام داده جواب بدید، دارید با خود کلاهبردار حرف می‌زنید. شماره‌ی تماس‌گیرنده رو هم می‌شه جعل کرد، طوری که روی گوشی شما شماره یا اسم بانک بیفته. برای همین «شماره‌ی بانک افتاده بود» هیچ چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

رمز خانوادگی

با اومدن صدای ساختگی، یه کار ساده خیلی کمک می‌کنه: یه کلمه یا جمله‌ی رمز با خانواده بذارید. یه چیزی که فقط خودتون می‌دونید و هیچ‌جا ننوشتید، نه توی پیام‌رسان، نه توی صفحه‌ی اجتماعی. مثلا اسم یه غذا یا یه خاطره.

قانونش اینه: اگه یکی با صدای پدر، مادر، بچه یا همسرتون زنگ زد و پول یا کمک فوری خواست، بپرسید «رمزمون چی بود؟». کسی که واقعیه، می‌دونه. کسی که فقط صداش رو ساخته، نه. این کار مخصوصا برای پدربزرگ و مادربزرگ‌ها خیلی مهمه، چون بیشتر هدف تماس‌های «نوه‌تون تصادف کرده» قرار می‌گیرن.

توی محل کار

اگه توی یه شرکت کار می‌کنید، مخصوصا توی بخش مالی، منابع انسانی یا پشتیبانی، شما هدف خیلی جذابی هستید، چون دستتون به پول یا دسترسی می‌رسه. چند تا قانون ساده جلوی بیشتر حمله‌ها رو می‌گیره:

  • هر درخواست پرداخت یا عوض کردن شماره حساب یه فروشنده، از یه راه دوم تایید بشه؛ مثلا تماس با شماره‌ای که از قبل توی پرونده‌ی همون فروشنده هست.
  • هیچ پرداخت بزرگی فقط با یه ایمیل یا پیام انجام نشه، حتی اگه از طرف مدیر باشه؛ دو نفر تاییدش کنن.
  • پشتیبانی فنی، پیش از عوض کردن رمز یا ورود دومرحله‌ای کسی، هویتش رو از راهی بسنجه که جعلش سخت باشه.
  • هیچ‌کس، حتی پشتیبانی خود شرکت، رمز شما رو لازم نداره؛ اگه کسی پرسید، گزارشش کنید.
  • اگه مشکوک شدید، گزارش بدید، حتی اگه مطمئن نیستید. گزارش اشتباه هیچ ضرری نداره؛ گزارش ندادن ممکنه خیلی داشته باشه.

مهندسی اجتماعی معکوس

توی شکل معمولی، کلاهبردار سراغ شما میاد. توی مهندسی اجتماعی معکوس (Reverse Social Engineering)، کاری می‌کنه که شما سراغش برید. سه قدم داره: اول یه مشکل درست می‌کنه، مثلا یه پیام خطای ترسناک یا یه خرابی کوچیک. بعد خودش رو کسی معرفی می‌کنه که می‌تونه کمک کنه، مثلا با یه آگهی «پشتیبانی فوری» یا یه شماره که روی همون پیام خطا نوشته. و آخر، وقتی شما خودتون زنگ زدید و کمک خواستید، با خیال راحت ازتون دسترسی یا پول می‌گیره.

این شکل خطرناک‌تره، چون حس نمی‌کنید یکی سراغتون اومده؛ فکر می‌کنید خودتون کمک پیدا کردید. برای همین قانونش اینه: برای پشتیبانی هر برنامه یا شرکتی، فقط از راه‌هایی برید که خودتون از سایت یا برنامه‌ی رسمیش پیدا کردید، نه از شماره‌ای که روی یه پیام خطا یا یه آگهی دیدید.

کمی تاریخ

فریب دادن آدم‌ها با نقش بازی کردن، هزاران سال قدمت داره. ولی اسم «مهندسی اجتماعی» به معنی امنیتیش، از دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی رایج شد، وقتی کسایی که سیستم‌های تلفن رو دستکاری می‌کردن، فهمیدن زنگ زدن به کارمند شرکت تلفن و گرفتن یه رمز ازش، خیلی راحت‌تر از شکستن خود سیستمه.

معروف‌ترینشون کوین میتنیک بود، یه هکر آمریکایی که دهه‌ی ۹۰ بیشتر کارهاش رو با تلفن و نقش بازی کردن انجام داد، نه با کد. بعد از زندان، مشاور امنیت شد و سال ۲۰۰۲ کتابی نوشت به اسم «The Art of Deception»، یعنی «هنر فریب»، که هنوز یکی از معروف‌ترین کتاب‌های این موضوعه. حرف اصلیش این بود که آدم، ضعیف‌ترین حلقه‌ی امنیته.

با ایمیل، فیشینگ اومد؛ با گوشی هوشمند، پیامک و پیام‌رسان؛ و حالا با هوش مصنوعی، صدا و تصویر ساختگی. ابزار عوض شده، ولی بازی همون بازیه.

تمرین

  1. آخرین پیامک یا تماس مشکوکی که داشتید رو یادتون بیارید و پیدا کنید از کدوم اهرم‌ها استفاده کرده بود.
  2. همین امروز با خانواده یه رمز خانوادگی بذارید، و به پدربزرگ و مادربزرگ‌ها هم بگید.
  3. شماره‌ی تماس رسمی بانکتون رو از پشت کارت یا برنامه‌ی رسمی پیدا کنید و توی مخاطب‌ها ذخیره کنید، تا روز لازم دنبالش نگردید.
  4. صفحه‌های عمومی خودتون رو یه نگاه بندازید: چه چیزهایی ازتون پیداست که یه کلاهبردار می‌تونه توی «مرحله‌ی تحقیق» استفاده کنه؟

اشتباه‌های رایج

  • «من باهوشم، گول نمی‌خورم.» کارمندهای توییتر و یه کارمند مالی باتجربه هم گول خوردن؛ این حمله‌ها برای آدم‌های دقیق ساخته شدن.
  • «شماره‌ی بانک روی گوشیم افتاده بود.» شماره‌ی تماس‌گیرنده قابل جعله؛ خودتون زنگ بزنید.
  • «اسم و شماره کارتم رو می‌دونست، پس واقعی بود.» یعنی تحقیق کرده، نه اینکه واقعیه.
  • «صداش عین صدای خودش بود.» صدا رو با هوش مصنوعی می‌شه ساخت؛ رمز خانوادگی بپرسید.
  • «گفت به کسی نگم، پس نگفتم.» درخواست پنهان کردن، خودش یکی از قوی‌ترین نشونه‌های فریبه.
  • «زشته وسط حرفش قطع کنم.» قطع کردن و تماس دوباره از راه خودتون، بی‌ادبی نیست؛ کسی که واقعیه، درکش می‌کنه.

جمع‌بندی. آنچه از این درس با خودتان می‌برید.

  • مهندسی اجتماعی یعنی گول زدن آدم، نه شکستن کامپیوتر.
  • کلاهبردار نقش بازی می‌کنه؛ لباسش عوض می‌شه ولی خواسته‌ش همیشه کد، رمز، پول یا دسترسیه.
  • چهار مرحله داره: تحقیق، قلاب، بازی، خروج.
  • با اقتدار، عجله، گواه اجتماعی، دوست داشتن، هدیه و تعهد بازی می‌کنه.
  • هر درخواست عجیب رو از راه خودتون بررسی کنید: شماره‌ای که خودتون دارید، نه خطی که زنگ زده.

خودتون رو بسنجید

۱۵ پرسش، هر بار تازه از میان ۳۰ پرسش این درس. آخرش فقط کارنامه رو می‌بینید: چند تا درست، چند تا نادرست.

خودتون رو بسنجید

۱۵ پرسش

  • هر بار پرسش‌ها و ترتیب گزینه‌ها عوض می‌شه.
  • تا آخر نمی‌گیم کدوم جواب درست بوده؛ می‌تونید برگردید و جوابتون رو عوض کنید.
  • آخرش کارنامه می‌گیرید: چند تا درست، چند تا نادرست.
  • اگه وسطش بستید، دوباره که باز کنید از همون‌جا ادامه می‌دید.

فصل‌های این درس

درس بعد