آموزشامنیت و حریم خصوصی در اینترنت

درس ۱ از ۴۸، شبکه و اینترنت، حدود ۲۴ دقیقه خواندن

امنیت و حریم خصوصی در اینترنت یعنی چی

جواب کوتاه

امنیت در اینترنت یعنی پول، حساب‌ها، اطلاعات و گوشی شما دست کسی نیفته، کسی عوضشون نکنه، و هر وقت لازمشون داشتید باشن. حریم خصوصی یعنی خودتون تصمیم بگیرید چه چیزی از شما پیش چه کسی بمونه، حتی پیش خود سرویسی که امنه. بیشتر آدم‌ها هک نمی‌شن، گول می‌خورن: یکی با یه پیام یا تماس، رمز یا کد رو از خودشون می‌گیره. برای همین چهار عادت ساده بیشتر خطرها رو می‌بنده: رمز جدا برای هر حساب، ورود دومرحله‌ای، مکث پیش از کلیک، و به‌روز نگه داشتن گوشی و برنامه‌ها.

یه داستان آشنا

مثلا فرض کنید یه شب از طرف یکی از دوستاتون توی پیام‌رسان یه پیام میاد: «سلام، شرمنده، یه مشکلی پیش اومده، می‌تونی یه پولی برام کارت به کارت کنی؟ فردا پس می‌دم.» اسم درسته، عکس درسته، حتی چند تا پیام قبلی‌تون هم بالاش هست. ولی کسی که پشت اون حسابه، دوست شما نیست.

چند روز قبل، دوستتون یه پیامک گرفته بوده که «برای فعال‌سازی، کدی که براتون فرستاده شد رو بفرستید». کد رو داده، و حسابش دست یکی دیگه افتاده. حالا اون آدم از حساب اون، از همه‌ی دوستاش پول می‌خواد.

این درس می‌گه امنیت و حریم خصوصی در اینترنت دقیقا یعنی چی، چه فرقی با هم دارن، چرا شما هم هدفید حتی اگه فکر می‌کنید چیز مهمی ندارید، و کدوم چند تا عادت ساده جلوی بیشتر این اتفاق‌ها رو می‌گیره. لازم نیست فنی باشید؛ همه‌ی این درس برای آدم معمولیه.

کوچه و دستگیره‌ها

خیلی‌ها می‌گن «من که آدم مهمی نیستم، کسی با من کاری نداره». این درست‌ترین اشتباه اینترنته. یه دزد رو تصور کنید که شب توی یه کوچه راه می‌ره و دستگیره‌ی همه‌ی درها رو یکی‌یکی امتحان می‌کنه:

این دزد نمی‌دونه توی کدوم خونه چی هست، و براش مهم هم نیست. دنبال خونه‌ی شما نیست؛ دنبال اولین در بازه. هر دری که قفله، از کنارش رد می‌شه و می‌ره سراغ بعدی، چون وقت گذاشتن برای شکستن یه در قفل، وقتی ده تا در باز توی همون کوچه هست، به صرفه‌ش نیست.

اینترنت همین کوچه‌ست، فقط خیلی بزرگ‌تر و خیلی سریع‌تر. یه کلاهبردار با یه برنامه، یه پیامک رو برای ده‌ها هزار شماره می‌فرسته، یا هزاران رمز لو رفته رو روی هزاران حساب امتحان می‌کنه. کسی شما رو انتخاب نکرده؛ شما فقط یکی از درهای کوچه‌اید. پس سوال درست این نیست که «کسی با من کاری داره؟»؛ سوال اینه که «در من قفله؟».

و خبر خوب همینه: لازم نیست قفلتون از همه‌ی دنیا محکم‌تر باشه. کافیه از درهای باز کوچه محکم‌تر باشه.

یعنی چی

امنیت در اینترنت، یا امنیت آنلاین، یعنی پول، حساب‌ها، اطلاعات و دستگاه‌های شما وقتی به اینترنت وصلن، در امان باشن. اسم کلی‌ترش امنیت سایبری‌ئه، که به انگلیسی بهش می‌گن Cybersecurity؛ همون چیزیه که شرکت‌ها و دولت‌ها هم براش آدم استخدام می‌کنن. این درس فقط سهم شما، یعنی آدم معمولی، رو می‌گه.

اهل این کار امنیت رو با سه تا خواسته تعریف می‌کنن، و هر سه تاش برای شما هم معنی داره:

فقط خودتون ببینید، که بهش می‌گن محرمانگی (Confidentiality). پیام‌هاتون، عکس‌هاتون، شماره‌ی کارتتون رو فقط کسی ببینه که شما می‌خواید. مثل نامه‌ای که توی پاکت دربسته‌ست.

کسی عوضش نکنه، که بهش می‌گن درستی (Integrity). پولی که فرستادید همون مبلغ به همون آدم برسه، پیامی که نوشتید همون باشه که اون طرف می‌خونه. مثل چکی که کسی نتونه عددش رو دست بزنه.

هر وقت لازمه باشه، که بهش می‌گن در دسترس بودن (Availability). حسابتون رو کسی ازتون نگیره که بیرون بمونید، عکس‌هاتون با خراب شدن گوشی گم نشن. مثل خونه‌ای که کلیدش رو کسی عوض نکرده باشه.

این سه تا کنار هم رو به انگلیسی، با حرف اولشون، CIA triad هم می‌گن. هر خطری که توی این مسیر می‌بینیم، یکی از این سه تا رو هدف گرفته: یکی می‌خواد چیزی رو ببینه، عوض کنه، یا ازتون بگیره.

دنبال چی‌ان

کسی که در شما رو امتحان می‌کنه، معمولا یکی از این چهار تا رو می‌خواد:

پول. مستقیم ترین هدف: اطلاعات کارت و رمز دوم، یا اینکه خودتون پول بفرستید، مثلا برای یه جنس که هیچ‌وقت نمی‌رسه، یا برای «آزاد کردن» یه جایزه.

حساب. حساب پیام‌رسان، ایمیل یا شبکه‌ی اجتماعی شما برای اون آدم ارزش داره، حتی اگه توش هیچ پولی نباشه. چون دوستا و خانواده‌تون به اون حساب اعتماد دارن. با حساب شما از اونا پول می‌خوان، یا لینک فریب می‌فرستن، و از ایمیل شما رمز بقیه‌ی حساب‌هاتون رو عوض می‌کنن. ایمیل معمولا کلید همه‌ی درهای دیگه‌ست.

اطلاعات. اسم، شماره، کد ملی، عکس مدارک. این‌ها رو یا می‌فروشن، یا ازش برای فریب بعدی استفاده می‌کنن: پیامی که اسم و جزئیات درست شما رو داره، خیلی باورپذیرتره.

دستگاه. گاهی هدف خود گوشی یا کامپیوتر شماست: یه برنامه‌ی مخرب که پیامک‌هاتون رو می‌خونه، یا فایل‌هاتون رو قفل می‌کنه و پول می‌خواد.

هک یا گول

توی فیلم‌ها هکر جلوی چند تا صفحه نشسته و با تایپ سریع وارد سیستم‌ها می‌شه. توی زندگی واقعی، بیشتر وقت‌ها لازم نیست قفل رو بشکنن. ساده‌ترش اینه که کلید رو از خود شما بگیرن:

یه گزارش معروف که هر سال هزاران رخنه‌ی امنیتی واقعی رو بررسی می‌کنه، گزارش سالانه‌ی شرکت ورایزن، توی نسخه‌ی ۲۰۲۴ گفت توی ۶۸ درصد رخنه‌ها پای یه آدم وسط بوده: کسی که گول خورده، رمزی که لو رفته، یا اشتباهی که یکی کرده. نسخه‌ی ۲۰۲۵ هم حدود ۶۰ درصد گفت. یعنی بیشتر وقت‌ها راه ورود، یه آدمه، نه یه نقص فنی.

به این بازی با آدم‌ها، به جای کامپیوترها، می‌گن مهندسی اجتماعی (Social Engineering). درس مهندسی اجتماعی کاملش رو می‌گه. همین‌جا فقط یه چیز رو یادتون باشه: هر کسی که ازتون رمز، کد تایید یا اطلاعات کارت می‌خواد، حتی اگه خودش رو بانک یا پشتیبانی یا دوستتون معرفی کنه، داره کلید رو ازتون می‌خواد.

تور و قلاب

حمله‌ها دو جورن. یه جورش مثل تور ماهیگیریه، یه جورش مثل قلاب:

حمله‌ی انبوه یه پیام یکسان برای هزاران نفره: «بسته‌ی پستی شما مونده»، «ابلاغیه دارید»، «یارانه‌تون واریز نشده». فرستنده نمی‌دونه شما کی هستید. فقط می‌دونه از هزار نفر، چند نفر بالاخره روی لینک می‌زنن. بیشتر خطرهایی که شما می‌بینید از همین جورن، و خوشبختانه با همون چهار عادت بخش بعد، تقریبا همه‌شون بسته می‌شن.

حمله‌ی هدفمند برای خود شما ساخته شده: اسمتون رو می‌دونه، محل کارتون رو، اسم مدیرتون رو. گاهی این اطلاعات از یه سایت لو رفته یا از صفحه‌های عمومی خودتون اومده. سخت‌تر می‌شه تشخیصش داد، ولی کمتر پیش میاد، چون برای کلاهبردار وقت‌گیرتره. به این یکی، اگه پیام باشه، می‌گن فیشینگ هدفمند (Spear phishing).

شکل‌های خطر

خطرهایی که یه آدم معمولی توی اینترنت می‌بینه، تقریبا همیشه یکی از این پنج تاست. هر کدوم توی این مسیر درس خودش رو داره؛ اینجا فقط می‌گیم چی‌ان تا اسمشون رو بشناسید:

فیشینگ (Phishing). پیام، ایمیل، تماس یا صفحه‌ای که خودش رو جای یه جای معتبر جا می‌زنه، مثل بانک، اداره یا یه فروشگاه، تا رمز، کد یا اطلاعات کارت رو بگیره. رایج‌ترین خطر اینترنته و چند تا شکل داره: پیامکی، ایمیلی، تلفنی، با کیوآرکد. درس فیشینگ چیست از همین‌جا شروع می‌شه.

دزدیدن حساب (Account Takeover). یکی وارد حساب شما می‌شه، با رمزی که از یه سایت دیگه لو رفته، یا با کدی که خودتون دادید، و بعد رمز و شماره رو عوض می‌کنه که شما نتونید برگردید. همون داستان اول درس.

برنامه‌ی مخرب (Malware). برنامه‌ای که خودش رو یه برنامه‌ی معمولی جا می‌زنه، مثلا یه «برنامه‌ی پیگیری بسته» یا نسخه‌ی رایگان یه بازی، ولی پشت صحنه پیامک‌ها و رمزها رو می‌دزده، یا فایل‌ها رو قفل می‌کنه و پول می‌خواد.

نشت اطلاعات (Data Breach). اینجا تقصیر شما نیست: یه سایتی که توش عضو بودید هک می‌شه و ایمیل و رمزهای کاربراش بیرون می‌ریزه. اگه همون رمز رو جای دیگه هم استفاده کرده باشید، اونجا هم در باز شده. برای همینه که رمز هر حساب باید جدا باشه.

گم شدن یا دزدیده شدن گوشی. گوشی امروز کیف پول، دفترچه تلفن، آلبوم عکس و کلید همه‌ی حساب‌هاست. گوشی بی قفل، دست هر کی بیفته، همه‌ی این درها رو باز داره.

چهار حس

تقریبا همه‌ی فریب‌ها، هر شکلی که داشته باشن، با یکی از این چهار حس بازی می‌کنن. اگه بشناسیدشون، وسط یه پیام مشکوک خودتون می‌فهمید که دارن باهاتون بازی می‌کنن:

  • عجله. «تا یک ساعت دیگه»، «همین الان»، «آخرین فرصت». عجله می‌کنن تا شما وقت فکر کردن نداشته باشید.
  • ترس. «حسابتون مسدود می‌شه»، «پرونده‌ی قضایی دارید»، «کارتتون استفاده شده». آدم ترسیده دقیق نگاه نمی‌کنه.
  • طمع. «برنده شدید»، «سود تضمینی»، «نصف قیمت، فقط امروز». چیزی که خیلی خوب‌تر از واقعیته، معمولا واقعی نیست.
  • اعتماد. اسم بانک، لوگوی یه اداره، صدای یه آدم آشنا، یا پیام از حساب یه دوست. به جایی که بهش اعتماد دارید تکیه می‌کنن.

یه قانون ساده از همین‌جا درمیاد: هر وقت یه پیام یا تماس هم عجله داشت و هم ازتون رمز، کد، پول یا اطلاعات خواست، صبر کنید. از یه راه دیگه که خودتون می‌شناسید، مثلا شماره‌ای که خودتون از قبل دارید یا برنامه‌ی رسمی، بررسیش کنید. جای واقعی هیچ‌وقت از اینکه چند دقیقه صبر کردید ضرر نمی‌کنه.

خرید و فروش اینترنتی

یکی از رایج‌ترین جاهایی که آدم‌ها پول از دست می‌دن، خرید و فروش بین مردمه: آگهی یه گوشی دست‌دوم، یه فروشگاه توی شبکه‌ی اجتماعی، یا خریداری که برای جنس شما پیام می‌ده. این فریب‌ها چند تا الگوی تکراری دارن که اگه بشناسید، همون اول می‌بینیدشون.

بیعانه برای جنسی که وجود نداره. قیمت خیلی پایین‌تر از بازاره، فروشنده عجله داره و می‌گه «چند نفر دیگه هم خواستن، یه بیعانه بزن تا برات نگهش دارم». بعد از پرداخت، دیگه جواب نمی‌ده. قیمت خیلی خوب و عجله، همون طمع و عجله‌ست.

خریداری که لینک «دریافت پول» می‌فرسته. شما فروشنده‌اید، و خریدار می‌گه «پول رو واریز کردم، از این لینک بزن تا به حسابت بیاد». لینک یه صفحه‌ی شبیه درگاه بانکه که شماره‌ی کارت و رمز دوم شما رو می‌خواد. یادتون باشه: برای گرفتن پول، هیچ‌وقت لازم نیست رمز کارت رو جایی بزنید. رمز فقط برای دادن پوله.

عکس رسید جعلی. عکس یه رسید پرداخت رو می‌فرسته که ساختگیه. پیش از تحویل جنس، خود حساب بانکیتون رو ببینید، نه عکسی که براتون فرستادن.

فروشگاه جعلی. یه سایت یا صفحه با عکس‌های قشنگ و قیمت‌های عجیب، که هیچ نشونی و تلفن و سابقه‌ای نداره، و پول رو کارت به کارت می‌خواد. راه امن‌تر اینه که از جایی بخرید که درگاه پرداخت رسمی داره، و اگه شک دارید، اسم فروشگاه رو با کلمه‌ی «کلاهبرداری» جستجو کنید ببینید کسی چیزی گفته یا نه.

هک شدن گوشی یعنی چی

خیلی‌ها می‌گن «گوشیم هک شده»، و منظورشون یه چیزیه که توی فیلم‌ها دیدن: یکی از راه دور، بی هیچ کاری از طرف شما، کنترل گوشی رو دست گرفته. این‌جور حمله‌ها واقعا وجود دارن، ولی خیلی گرونن و فقط برای آدم‌های خیلی خاص استفاده می‌شن، نه برای آدم معمولی.

برای بیشتر آدم‌ها، «هک شدن گوشی» در واقع یکی از این سه تاست: یکی وارد یه حساب شده، مثلا پیام‌رسان، با کدی که خود آدم داده. یا یه برنامه‌ی مخرب نصب شده، که خود آدم از یه لینک یا فایل گرفته و بهش دسترسی داده. یا گوشی دست کسی بوده و چیزی روش گذاشته. یعنی تقریبا همیشه یه در رو خودمون باز کردیم.

این خبر خوبیه، چون یعنی همون چهار عادت کافیه: کد ندید، برنامه رو فقط از فروشگاه رسمی گوشی بگیرید و به دسترسی‌هاش دقت کنید، گوشی رو به‌روز نگه دارید، و قفلش کنید. درس برنامه‌ی جعلی و فایل APK بخش برنامه‌ها رو کامل می‌گه.

چهار عادت

خبر خوب اینه که لازم نیست متخصص امنیت باشید. سازمان امنیت سایبری آمریکا از سال ۲۰۲۳ یه برنامه برای مردم عادی داره که کل حرفش چهار تا کاره، و تقریبا همه‌ی جاهای معتبر دنیا هم همین‌ها رو می‌گن:

  1. رمز جدا و بلند برای هر حساب. اگه یه سایت لو بره، فقط همون یه در باز می‌شه، نه همه. حفظ کردن ده‌ها رمز هم کار آدم نیست؛ برای همین یه مدیر رمز (Password Manager) لازمه، یعنی برنامه‌ای که رمزها رو می‌سازه و نگه می‌داره. درس‌های رمز خوب و مدیر رمز.
  2. ورود دومرحله‌ای (Two-Factor Authentication). یعنی برای ورود، غیر از رمز، یه چیز دوم هم لازمه، مثل یه کد که روی گوشیتون میاد. اگه رمزتون لو بره، باز هم در قفله. اول برای ایمیل، پیام‌رسان و هر حسابی که پول توشه روشنش کنید.
  3. پیش از کلیک، مکث. هر پیامی که لینک داره، عجله داره، و ازتون رمز یا کد یا کارت می‌خواد، از لینکش نرید. خودتون برنامه یا سایت رو باز کنید. و کد تایید رو هیچ‌وقت، به هیچ‌کس، حتی کسی که می‌گه از پشتیبانیه، ندید.
  4. به‌روزرسانی. هر به‌روزرسانی گوشی و برنامه‌ها، چند تا در باز رو که پیدا شده می‌بنده. به‌روزرسانی خودکار رو روشن بذارید و «بعدا» رو هر بار نزنید.

اینکه ورود دومرحله‌ای چقدر کمک می‌کنه، یه عدد واقعی هم داره. گوگل سال ۲۰۱۹ با دو تا دانشگاه، صدها هزار تلاش واقعی برای دزدیدن حساب رو بررسی کرد. فقط یه کد پیامکی ساده به شماره‌ی بازیابی، این‌قدر از حمله‌ها رو بست:

  • ربات‌های خودکار۱۰۰٪
  • فیشینگ انبوه۹۶٪
  • حمله‌ی هدفمند۷۶٪

و روش‌های قوی‌تر، مثل تایید روی خود گوشی یا یه کلید امنیتی سخت‌افزاری، از این هم بیشتر بستن. یعنی یه کار دودقیقه‌ای، بیشتر درهای کوچه رو برای شما قفل می‌کنه.

دو عادت دیگه

پشتیبان (Backup). یه نسخه از عکس‌ها، مدارک و چیزهایی که براتون مهمه، یه جای دیگه هم داشته باشید: یه حافظه‌ی جدا یا فضای ابری. گوشی گم می‌شه، خراب می‌شه، یا برنامه‌ی مخرب فایل‌ها رو قفل می‌کنه. کسی که پشتیبان داره، از این اتفاق‌ها فقط یه کم اذیت می‌شه، نه بیشتر.

قفل گوشی. یه رمز یا الگوی درست برای باز کردن گوشی، نه ۱۲۳۴. چون گوشی بی قفل، کلید همه‌ی حساب‌هاست: پیامک‌های کد تایید هم روش میاد. اثر انگشت یا صورت هم خوبه، ولی پشتش یه رمز درست باشه.

نشونه‌های دزدیده شدن حساب

گاهی تا مدتی خبر ندارید که حسابتون دست کس دیگه‌ست. این نشونه‌ها رو جدی بگیرید:

  • پیامکی اومده که «کد ورود شما» یا «رمز شما عوض شد»، در حالی که شما کاری نکردید.
  • دوستاتون می‌گن از طرف شما پیام عجیب یا درخواست پول گرفتن.
  • توی فهرست دستگاه‌های وصل به حسابتون، دستگاهی هست که نمی‌شناسید.
  • از حسابتون بیرون افتادید و رمزتون دیگه کار نمی‌کنه.
  • برداشت یا خریدی توی حساب بانکی هست که شما نکردید.
  • گوشی یهو بی‌دلیل کند شده، شارژش زود تموم می‌شه، یا برنامه‌ای هست که خودتون نصبش نکردید.

اگه یکی از این‌ها رو دیدید، هر چی زودتر بهتر: از یه دستگاه مطمئن رمز رو عوض کنید، ورود دومرحله‌ای رو روشن کنید، دستگاه‌های ناشناس رو از حساب بیرون کنید، و اگه پای کارت بانکی وسطه، با بانک تماس بگیرید. درس وقتی فریب خوردیم این قدم‌ها رو کامل و به ترتیب می‌گه.

کار کیه

یه سوال که زیاد پرسیده می‌شه اینه که امنیت اینترنت بر عهده‌ی کیه. جوابش اینه که هر کسی یه تیکه‌ش رو داره، مثل امنیت یه ساختمون. سازنده‌ی ساختمون باید در محکم بذاره، نگهبان باید حواسش باشه، ولی کلید خونه‌ی شما دست خود شماست.

سایت‌ها و برنامه‌ها باید سرورهاشون رو امن نگه دارن و رمزها رو درست ذخیره کنن. بانک باید جلوی برداشت عجیب رو بگیره و ورود دومرحله‌ای بده. سازنده‌ی گوشی باید به‌روزرسانی بده. ولی هیچ‌کدوم از این‌ها نمی‌تونن جلوی کدی رو بگیرن که خودتون به کسی می‌دید، یا رمزی که برای ده تا سایت یکیه. اون تیکه کار شماست، و خوشبختانه کوچیک‌ترین و ساده‌ترین تیکه‌ست.

امن، ولی نه خصوصی

این دو تا رو خیلی وقت‌ها با هم قاطی می‌کنن. امنیت یعنی کسی بی اجازه وارد حساب یا گوشی شما نشه. حریم خصوصی (Privacy) یعنی خودتون تصمیم بگیرید چه اطلاعاتی از شما، پیش چه کسی بمونه، حتی پیش جایی که با اجازه‌ی خودتون واردش شدید.

یه سرویس می‌تونه یکیش رو داشته باشه و اون یکی رو نه. مثل گاوصندوق یه بانک:

مثلا اینستاگرام رو در نظر بگیرید. اینستاگرام مال یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیاست، تیم امنیتی خیلی بزرگی داره، و احتمال اینکه یه هکر از بیرون بیاد دایرکت‌های شما رو بخونه، خیلی کمه. پس از نظر امنیت، اطلاعات شما اونجا امنه. ولی همه‌ی اون اطلاعات، عکس‌ها، دایرکت‌ها، اینکه کجا بودید و چی رو بیشتر نگاه می‌کنید، پیش خود اینستاگرامه. یعنی کسی توی دنیا نمی‌تونه دایرکت‌هاتون رو بخونه، جز خود اینستاگرام، و جاهایی که قانون کشورش بهشون اجازه می‌ده ازش بخوان. تا مه ۲۰۲۶ اینستاگرام یه گزینه‌ی اختیاری داشت که دایرکت‌ها رو سرتاسری رمز می‌کرد، یعنی حتی خودش هم نمی‌تونست بخونه. خیلی کم کسی روشنش کرد، و از ۸ مه ۲۰۲۶ برش داشت.

حالا حریم خصوصی نداشتن یعنی چی؟ یعنی اون سرویس ممکنه داده‌هاتون رو جمع کنه و ازشون استفاده کنه، مثلا برای نشون دادن تبلیغ دقیق‌تر، برای ساختن یه تصویر از اینکه شما کی هستید و چی دوست دارید، یا برای آموزش برنامه‌هاش. ممکنه داده‌ها رو با شرکت‌های دیگه‌ی خودش شریک بشه. و اگه یه روز خود اون سرویس هک بشه یا یه کارمندش خطا کنه، هر چی پیشش بوده، با هم بیرون می‌ریزه. داده‌ای که اصلا ذخیره نشده، هیچ‌وقت هم لو نمی‌ره.

برای همینه که توی این مسیر هر درس دو تا سوال می‌پرسه: «کسی از بیرون می‌تونه به این برسه؟» که سوال امنیته، و «خود این سرویس چی از من نگه می‌داره و چی کار می‌کنه؟» که سوال حریم خصوصیه. مثلا رمزنگاری سرتاسری (End-to-End Encryption)، که توی درس رمزنگاری سرتاسری کامل می‌گیم، یعنی حتی خود پیام‌رسان هم نتونه پیام رو بخونه؛ این یعنی حریم خصوصی خیلی بیشتر. و درس دسترسی برنامه‌ها می‌گه چطور جلوی برنامه‌ای رو بگیرید که بیشتر از کارش داده می‌خواد. و اطلاعاتی که امروز با خیال راحت پخش می‌کنید، مثل تاریخ تولد، اسم مدرسه‌ی بچه یا عکس کارت، فردا مواد اولیه‌ی یه فریب هدفمنده.

چرا بعضی برنامه‌ها امن‌ترن

امنیت یه برنامه خودبه‌خود به دست نمیاد؛ پول و آدم می‌خواد. باید یه تیم باشه که هر روز دنبال درهای باز بگرده، کد رو بررسی کنه، به‌روزرسانی بده، و وقتی یه نفر خبر داد «اینجا یه مشکل پیدا کردم»، سریع درستش کنه. شرکت‌های بزرگ حتی به هکرهایی که مشکل امنیتی برنامه‌شون رو پیدا و گزارش کنن، جایزه‌ی نقدی می‌دن؛ به این برنامه‌ها می‌گن Bug Bounty، یعنی «جایزه برای پیدا کردن ایراد».

حالا یه برنامه‌ی کوچیک رو تصور کنید، مثلا یه پیام‌رسان یا یه برنامه‌ی ایمیل تازه. ممکنه میلیون‌ها نفر نصبش کرده باشن، ولی تیمش کوچیکه، یا پولش رو نداره، یا اصلا قصدش رو نداره، یا کسی مجبورش نکرده. امنیت هزینه‌ست، و جایی که خرجش نمی‌شه، معمولا درهای باز بیشتری هست. تعداد کاربر زیاد یعنی برنامه معروفه، نه لزوما امن.

بعضی کشورها برای همین قانون گذاشتن. مثلا اتحادیه‌ی اروپا یه قانون داره به اسم Cyber Resilience Act، یعنی «قانون تاب‌آوری سایبری»، که از دسامبر ۲۰۲۴ شروع شد: سازنده‌ی هر برنامه و دستگاه دیجیتالی که اونجا فروخته می‌شه، باید امنیتش رو از اول طراحی در نظر بگیره، تا سال‌ها به‌روزرسانی امنیتی بده، و از سپتامبر ۲۰۲۶ اگه یه در باز پیدا شد که داره ازش سوءاستفاده می‌شه، ظرف ۲۴ ساعت خبر بده. جریمه‌ش تا ۱۵ میلیون یورو یا ۲٫۵ درصد کل فروش سالانه‌ی شرکته. قانون حفاظت از داده‌ی اروپا (GDPR) هم شرکت‌ها رو مجبور می‌کنه از داده‌ی کاربرها درست محافظت کنن، با جریمه تا ۴ درصد فروش جهانی. البته قانونی پیدا نکردیم که بگه شرکت‌ها «فلان درصد» از پولشون رو باید خرج امنیت کنن؛ قانون‌ها نتیجه رو می‌خوان، نه درصد بودجه رو.

پس طبیعیه که برنامه‌هایی مثل واتساپ، تلگرام یا سیگنال، که یا درآمد خیلی بزرگ دارن یا پشتشون تیم‌های امنیتی بزرگ و سال‌ها بررسی هست، احتمالا امن‌تر از یه برنامه‌ی کوچیک و تازه باشن. یعنی وقتی دارید تصمیم می‌گیرید پیام‌ها، عکس‌ها یا مدارکتون رو به کدوم برنامه بسپرید، فقط «کار می‌کنه یا نه» رو نپرسید؛ بپرسید پشتش کیه، چقدر برای امنیت خرج می‌کنه، و قانون کجا پشت شماست. درس امنیت و حریم خصوصی در پیام‌رسان‌ها همین رو برای پیام‌رسان‌های معروف کنار هم می‌ذاره.

مودم و دستگاه‌های هوشمند

توی خونه فقط گوشی و کامپیوتر به اینترنت وصل نیستن. مودم، دوربین مداربسته، تلویزیون هوشمند، حتی بعضی لامپ‌ها و جاروها هم وصلن. به این‌ها که به انگلیسی بهشون می‌گن Internet of Things، «اینترنت اشیا» می‌گن. این‌ها هم درن، و معمولا درهایی که هیچ‌کس یادش نیست قفلشون کنه.

رایج‌ترین مشکلشون رمز پیش‌فرضه: دستگاه با یه رمز ساده از کارخونه میاد، مثلا admin، که همه‌ی دستگاه‌های همون مدل همونو دارن و روی اینترنت فهرستش پیداست. برنامه‌هایی هستن که کل اینترنت رو دنبال همین درها می‌گردن، دقیقا مثل دزد کوچه. پس دو کار ساده: رمز پنل مودم و دوربین رو عوض کنید، و اگه به‌روزرسانی دارن، نصبش کنید. درس وای‌فای بخش مودم رو بیشتر توضیح می‌ده.

بچه‌ها و پدر و مادرها

دو گروه بیشتر از بقیه گول می‌خورن: بچه‌ها، که به همه اعتماد دارن و برای یه جایزه‌ی بازی هر کاری می‌کنن، و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، که با پیام «از طرف بانک» یا «از طرف نوه» راحت‌تر نگران می‌شن. اگه این درس رو خوندید، شاید مهم‌ترین کارتون این باشه که برای اونا هم تعریفش کنید.

لازم نیست همه‌ی جزئیات رو بگید. همین یه جمله کافیه: «هیچ‌کس، هیچ‌وقت، کد پیامکی یا رمز کارت رو ازت نمی‌خواد؛ اگه خواست، اول به من زنگ بزن.» برای بچه‌ها هم: «هر کی توی بازی یا پیام‌رسان چیزی ازت خواست که به ما نگفتی، اول به ما بگو.» یه قانون ساده که همیشه یادشون بمونه، از ده تا توصیه‌ی فنی بیشتر کار می‌کنه.

ده دقیقه برای امروز

اگه فقط یه بخش از این درس رو انجام بدید، این باشه. به ترتیب، همین امروز:

  1. ورود دومرحله‌ای رو برای پیام‌رسان اصلیتون روشن کنید؛ توی تنظیمات، بخش حریم خصوصی و امنیت.
  2. همین کار رو برای ایمیلتون بکنید؛ ایمیل کلید بقیه‌ست.
  3. ببینید گوشیتون رمز یا الگوی باز کردن داره، و ساده نیست.
  4. به‌روزرسانی‌های مونده‌ی گوشی و برنامه‌ها رو نصب کنید و به‌روزرسانی خودکار رو روشن بذارید.
  5. اگه یه رمز رو برای چند تا حساب مهم استفاده کردید، حداقل رمز ایمیل و پیام‌رسان رو جدا کنید.
  6. یه پیام به خانواده: «هیچ‌وقت کد پیامکی رو به کسی ندید.»

توی این مسیر

این درس نقشه‌ی کلی بود. بقیه‌ی مسیر هر در رو جدا و کامل باز می‌کنه. اول با مهندسی اجتماعی می‌فهمیم فریب از کجا شروع می‌شه. بعد شکل‌های فیشینگ رو یکی‌یکی می‌بینیم، از پیامک و ایمیل تا تماس تلفنی و کیوآرکد و برنامه‌ی جعلی. بعد یاد می‌گیریم نشانی سایت رو بخونیم و فریب‌هایی مثل لینک‌هایی که درست به نظر می‌رسن ولی تقلبین رو بشناسیم. بعد سراغ رمز، مدیر رمز و ورود دومرحله‌ای می‌ریم، بعد گوشی و برنامه‌ها، و آخر اینکه اگه گول خوردیم، چی کار کنیم.

کمی تاریخ

فریب دادن آدم‌ها خیلی قدیمی‌تر از اینترنته؛ کلاهبرداری با نامه و تلفن سال‌ها قبلش بود. اینترنت فقط دو چیز رو عوض کرد: فرستادن یه فریب برای هزاران نفر تقریبا مجانی شد، و کلاهبردار می‌تونه از اون سر دنیا کار کنه.

اولش خطر اصلی ویروس‌هایی بود که با دیسکت و ایمیل پخش می‌شدن و بیشتر خرابکاری می‌کردن. کم‌کم که پول و خرید و بانک اومد توی اینترنت، هدف هم عوض شد: دیگه دنبال خرابکاری نبودن، دنبال پول بودن. و از وقتی همه گوشی هوشمند گرفتن، پیامک و پیام‌رسان جای اصلی فریب شدن. امروز هم رایج‌ترین راه، همون قدیمی‌ترین راهه: گول زدن آدم.

اشتباه‌های رایج

  • «من چیز مهمی ندارم، کسی با من کاری نداره.» حمله‌ها برای همه فرستاده می‌شن؛ حساب شما برای فریب دادن دوستاتون ارزش داره.
  • «ضدویروس دارم، پس امنم.» ضدویروس جلوی کدی که خودتون به کسی می‌دید رو نمی‌گیره؛ بیشتر خطرها گول خوردنن، نه ویروس.
  • «رمزم سخته، پس مشکلی نیست.» رمز سخت اگه جای دیگه هم استفاده شده باشه، با لو رفتن اون سایت، اینجا هم باز می‌شه.
  • «پیام از طرف دوستم بود، پس درسته.» حساب دوستتون هم ممکنه دست کس دیگه باشه؛ برای پول، زنگ بزنید.
  • «بانک پیامک داده، باید سریع کاری کنم.» بانک هیچ‌وقت رمز و کد رو ازتون نمی‌خواد؛ عجله خودش زنگ خطره.
  • «به‌روزرسانی گوشی رو کند می‌کنه، نصبش نمی‌کنم.» هر به‌روزرسانی چند تا در باز رو می‌بنده؛ ریسک نصب نکردن خیلی بیشتره.

جمع‌بندی. آنچه از این درس با خودتان می‌برید.

  • شما هم هدفید؛ بیشتر حمله‌ها برای همه فرستاده می‌شن و دنبال اولین در بازن.
  • امنیت یعنی سه چیز: فقط خودتون ببینید، کسی عوضش نکنه، هر وقت لازمه باشه.
  • یه سرویس می‌تونه از بیرون خیلی امن باشه، ولی خودش همه‌چیز شما رو ببینه؛ این فرق امنیت و حریم خصوصیه.
  • امنیت پول و تیم می‌خواد؛ برنامه‌های بزرگ معمولا امن‌ترن از برنامه‌های کوچیکی که خرجش رو نمی‌کنن.
  • بیشتر وقت‌ها کلید رو از خود آدم می‌گیرن، نه اینکه قفل رو بشکنن.
  • عجله، ترس، طمع و اعتماد، چهار حسیه که باهاش بازی می‌کنن.
  • رمز جدا، ورود دومرحله‌ای، مکث پیش از کلیک و به‌روزرسانی، بیشتر درها رو می‌بنده.

خودتون رو بسنجید

۱۵ پرسش، هر بار تازه از میان ۳۰ پرسش این درس. آخرش فقط کارنامه رو می‌بینید: چند تا درست، چند تا نادرست.

خودتون رو بسنجید

۱۵ پرسش

  • هر بار پرسش‌ها و ترتیب گزینه‌ها عوض می‌شه.
  • تا آخر نمی‌گیم کدوم جواب درست بوده؛ می‌تونید برگردید و جوابتون رو عوض کنید.
  • آخرش کارنامه می‌گیرید: چند تا درست، چند تا نادرست.
  • اگه وسطش بستید، دوباره که باز کنید از همون‌جا ادامه می‌دید.

فصل‌های این درس

درس بعد